آنچه دو روح خویشاوند را
در غربت این آسمان و زمین بیدرد
دردمند میدارد و نیازمند
و بیتاب یکدیگر میسازد
دوست داشتن است.
و من در نگاه تو
ای خویشاوند بزرگ من؛
ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود
و در ارتعاش پراضطراب سخنت
شوق فرار پدیدار
دیدم که تو تبعیدی این زمینی!
و من این روزها، این روزها که حس میکنم و میبینم و میشنوم و فکر و جسم و دلم هشیار است، سخت نیازمند یک خویشاوندم.
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی