از ساعت ۲ و رب اومدم که بخابم و هنوز خابم نبرده. لعنت ب فکر و خیال الکی ... فکر و خیال درباره هیچی. هر سی ثانیه ازین دست به اون دست. الانه که گریه کنم
چقد خستم چقد خابم میاد...
این رختخاب و اتاق . نور سالن که از زیر در میاد و صدای قاشق چنگالا بوی تخم مرغ
کاش میشد بگم بخاطر ایناس که خابم نمیبره ...
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
تاريخ: سه
شنبه
30 خرداد
1396 ساعت: 7:27