باور کنم که میبینی و میفهمی ؟ انقد بی رحمی؟؟ انقد بی تفاوت؟
نمیدونم
نمیدونم
کاش نباشی
کاش همه ی این امیدها و دعاها و زجه ها و ناله ها الکی باشه
کاش بعدن بفهمیم که نبودی
اونموقع دلم نمیسوزه
اونموقع میگم هرچی بود خودمون بودیم
میگم کسی نبود که بتونه کاری کنه ، و نکرده
کاش نباشی
خسته و غمگین و ناراحت و عصبانی و خشمگین و دردناکم
بخاطر دردهای ریز و درشتی که تو دل تک تک آدما هس
تو دل زن ها
بچه ها
بخاطر نامردی ها و حیوون بازی های بعضی آدما
خستم
غمگینم
و فکر میکنم به کسی که اون قالب رو ساخته. یه کادر ساده، چهارتا انگشت که ازش آویزونه و یه نفر که پشت ِ کادره. و داره میفته شاید، و کیه که نجاتش بده؟ (قالب وبلاگ رسول)
فرداشب: عجب ! که اینطور ! مرسی قالبساز :)))
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی