نیمه شب / در انتظار حرف زدن با خداوندخدا

خرید بک لینک

این روزها
این روزها که باید از آّبان ماهی شان نمور باشند
ولی پشت آفتاب سوزان پنهان شده اند
از ظهر های تموز هم دلگیرترند ...
دلم از ظهر
بهانه ی آن پالتوی نارنجی پشت ویترین را میگیرد
چه میفهمد که وقتی به خانه میرسم
باید عرق های پیشانی ام را با باد کولر خشک کنم ..!
ای خداوندخدا
نیمه ی آبان و کولر؟
کجای خلقتت این را نوشته بودی بی مرام !؟
نگفتی ما هم دل داریم؟
نگفتی با دلمان چه کنیم وقتی پشت ویترین پالتوی نارنجی میبیند ؟
هوم ..
یک چیزهایی را باید برایت تعریف کنم
شاید نمیدانی !
ندانستن که عیب نیست
بپرس تا برایت بگویم ...
بگویم که اگر روزها به آذر برسند و آفتاب همچنان بی پرده بتابد
دیگر طاقتم طاق میشود !
میروم پای پله های کنار کارون مینشینم و زار میزنم
آنقدر که اشکم هایم تبخیر شوند و به آسمان برسند و ابرها بر سر این شهر گریه کنند ...

عجالتن
تا حرف هایم با خداوندخدا به جایی برسد
ای آفتاب
لطفن کمی خسته شو !
از جلو آیینه ی خالق برو کنار
کمتر بتاب
و بگذار ما هم
در خیابان ها و پل های شهر
زیر نم باران و سوز دلچسب آبانی
خودمان را گم کنیم ...

خداوندخدا عاشق است...

ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال می‌کنید

برچسب: نیمه شب شرعی,نیمه شب شرعی اصفهان,نیمه شب شرعی تبریز,نیمه شب شرعی مشهد,نیمه شب شرعی شیراز,نیمه شب در پاریس,نیمه شبان خلوت است,نیمه شب شرعی کرمان,نیمه شب شرعی اهواز,نیمه شب, نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 18:46

صفحه بندی