برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب: دوستانی,
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
چه پست های ناخوشی گذاشتم تو این چندوقته ! :/محض عذرخاهی و رد شدن ازشون ، شما و خودم رو به یه متن زیبا مهمون میکنم
"در همان خانه كاشان ، كه بچگی ام آنجا تمام شد ، خیلی مار دیده ام. یك روز نزدیك اطاق آبی بودم، گنجشكی غوغا كرده بود ، سرچینه بلند خانه كه از گلوله های هواخواهان نایب حسین روزن روزن بود ، ماری می خزید، به لانه گنجشك سر زده بود ، بچه گنجشك را بلعیده بود ، خواستم تلافی كنم ، تیر كمان دستم بود ، نشانه گیری ام حرف نداشت . اما هر چه زدم نخورد. و مار در شكاف دیوار تمام شد ، در یك اسطوره ، مال Earaja ها ، ماری به شكارچی تیرهایی هدیه می كند كه هرگز به خطا نمی رود ، دقت در نشانه گیری مدیون
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی
فکر نکردم به زندگیم .
فکر میکنم به زندگیم ..
و باید فکر کنم به زندگیم ...
برچسب:
نویسنده: کیارش بهرامی