اولین آفت ِ لبهایم را خوب به خاطر دارم
در ایوان خانه منتظرت ایستاده بودم
داشتم با بدجنسی فکر میکردم
اگر چای ساده بیشتر دوست داشتی ، هر دو لیوان را خودم میخورم
یکهو صدای شکستن آمد و عطر چای لیمو در هوا پخش شد
از خاب پریدم
جای بوسیدنت زخم شده بود ...
12 شب
خداوندخدا عاشق است...
ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال میکنید
برچسب: خود نوشته,خود نوشته ها,خود هیپنوتیزم نوشته کابوک,عکس نوشته خودکشی,نوشته خود کشی,وصیت خود نوشته,دل نوشته خود کشی,عکس نوشته خود شیفتگی, نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 4:59