'

خرید بک لینک
تولد شیش سالگی آروشا . یه بغض تازه با چسبوندن هرکدوم از عکساش. اشک ها وسط رقصیدن و رفتن به گوشه سالن. تولدی پررررراز خنده و خوشی ولی تو دلامون همش بغض و دلتنگی! بغل ها و بوسیدنای متفاوت آروشا و صدیقه و علی. هیشکی حرفی نمیزنه، نمیگه که دیگه معلوم نیس کی بشه برا آروشا تولد بگیریم، ولی ...

امشب موقع شام که یکم از جمع جدا شدم، به این فکر میکردم که چطور برا رفتن خودم انقد راحت حرف میزنم، ولی نوبه علی اینا، از الان همممش بغضم! چطور این یه ماه تموم میشه؟ هرشب با بالش خیس؟

تا وقتی واقعن موقعیت پیش نیاد، نمیفهمم که چقد بهشون وابستم ...

خداوندخدا عاشق است...

ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 7:58

صفحه بندی